سلام:یک خرداد تولدمه اما همیشه متنفر بودم از بودنم
این شعرو تقدیم می کنم به همه شما که دوستم هستید.
(زندگی سابیر هاکا)
من هرگز نمی توانم
یک کارمند ساده ی بانک
فروشنده مواد غذایی
رئیس یک حذب
راننده تاکسی
یا یک بازاریاب امور تبلیغاتی باشم!
همیشه دوست داشتم
ساعت ها در ارتفاعی بالاتر از شهر بایستم
و در انبوه ساختمان ها
دنبال خانه کسی بگردم که دوست اش دارم
برای همین کارگر شدم!
+ شنبه سی ام اردیبهشت 1391 18:59 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام دوستان خوبم
(سیاست)
همیشه بزرگترین اتفاق ها
به سادگی هر چه تمام تر اتفاق می افتند
پای همه کارگر ها را
به سیاست باز کردند
از وقتی که
جرثقیل ها چوبه دار شدند!
+ شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 19:7 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام بر همه دوستان عزیزم در مورد بزرگداشت عطار باید بگویم خوشحالم و مهمتر از خوشحالی من بودن و شعر خوانی شما دوستان خوبم است.نحوه ارسال مطالب:
Kanonesher_ie@yahoo.com

+ دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391 17:56 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام دوستان خوبم
(مرگ)
تمام زندگی ام بر این باور بوده ام
که دروغ نگویم
دل هیچ انسانی را نشکنم
و این را پذیرفته ام که از بین رفتن قسمتی از زندگی است.
اما با این وجود
از مرگ خودم می ترسم
می ترسم بعد از مرگ هم
کارگر باشم!
سلام دوستان خوبم و اقای صالح عزیز برای ارتباط با این بنده حقیر می توانید
به ایمیل:Haka.sabeer9@gmail.com و یا Sabeerhaka فیس بوک رابطه برقرار نمایید
+ جمعه چهارم فروردین 1391 0:3 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام دوستان خوبم
(...)
مادرم خودکشی کرد
پدرم را از کار اخراج کردند
دوستانم به خاطر نان شب کشته شدند
و خیلی هایمان را در کوره های آدم سوزی سوزاندند.
جنگ در ذات هر انسان نهفته است!
... هیچ اهمیتی ندارد ما را به دنیای بهتری دلخوش کنند
هشت میلیارد نفر هر جا پا بگذارند
همین است که می بینید!!
+ جمعه یازدهم آذر 1390 21:18 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام دوستان خوب و عزیزم:
( زمین)
زمینی که
این همه خون خورده است
باید هندوانه شب یلداش
این چنین
سرخ باشد فرمانده !
+ چهارشنبه بیستم مهر 1390 22:44 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام بر همه دوستان عزیزم لطفا قبل از شعر به وب این دوستانم سری بزنید:
www.kokonat.blogfa.com
www.lal-lal.blogfa.com
(پدر)
پدرم کارگر بود
مرد با ایمانی
که هر بار نماز می خواند
خدا
از دست هایش
خجالت می کشید!
+ جمعه هشتم مهر 1390 22:38 نگارنده سابیر هاکا
|
بسیار متاسفم برای دوستان نزدیکم که روز به روز دور می شوند از این همه بدبختی و بیچارگی
اما هنوز دوستشان دارم
(دلیل)
تنها دلیلی که با خدا دوست نیستم
به گذشته های دور بر می گردد
اینکه
خانواده شش نفره ما در اتاق کوچکی
زندگی می کرد
و خدا که تنها بود
خانه اش از خانه ی ما بزرگ تر بود
+ سه شنبه هفتم تیر 1390 15:44 نگارنده سابیر هاکا
|
همه تون رو دوست دارم و ممنون كه تو اين مدت به فكرم بوديد
(تقدیم به همه کارگرها):
(شاه توت)
تا به حال
افتادن شاه توت را ديده اي!؟
كه چگونه سرخي اش را
با خاك قسمت مي كند
[هيچ چيز مثل افتادن درد آور نيست]
من كارگر هاي زيادي را ديدم
از ساختمان كه مي افتادند
شاه توت مي شدند.
+ چهارشنبه ششم بهمن 1389 17:2 نگارنده سابیر هاکا
|
سلام دوستان خوب و عزیزم
(زندگی)
کارگرها زندگی ساده و
زن های زیبایی دارند
آنها هر روز
در پایان کار
از آسمان خراش ها
ابرهای
سفید و تازه به خانه می برند
+ چهارشنبه دهم آذر 1389 11:22 نگارنده سابیر هاکا
|